
می گفتند او با شناخت خوبی که از ادبیات کهن، تاریخ ادیان، فلسفه و جامعه شناسی داشت توانست احساسات مردم را تئوریزه کند و در جهت تقویت موج اعتراض موثر شود. اصلا می گفتند انقلاب ایران بیش از همه مدیون اوست. می گفتند که او واسطه بین روشنفکران و توده بوده و از همین واسطه بودن نهایت استفاده را جهت متصل کردن این دو قشر همیشه جدا و متضاد کرده است. می گفتند کراوات زدن و ریش خود را از ته تراشیدن با مذهبی بودن در تضاد است فلذا او نمی تواند داعیه دین داری بکند. می گفتند روشنفکر بودن با مذهبی بودن جور در نمی آید و می گویند دوران شریعتی مدت هاست که به پایان رسیده است. چه خوب اینها را بخورد ملت داده اند و چه خوب اثر گذاری او را لوث کردند و باز هم چه خوب درد دین داشتن را به وسیله بازی برای خود تبدیل کرده اند. با این وجود چرا این همه تلاش و هزینه برای خاموشی یک ایده، یک عقیده، یک نظر؟! کاملا واضح است هیچکس، هیچ حکومتی، هیچ دولتی از اینکه جامعه پر از حلاج باشد نمی ترسد. هیچ استبدادی از اینکه جامعه پر از بو علی باشد نمی هراسد. اما کافی است در یک جامعه ی منجمد و سردرگم، یک علی (ع) باشد تا ذره ای عدالت را بچشاند. یک حسن (ع) باشد تا با سکوت صلح، رسوا کند و یک حسین (ع) باشد تا با خون خود از ایمان و عقیده پاسداری کند. آری اگر چنین باشد، یعنی نیاز هست که چنین باشد، استبداد و استثمار و استحمار، این سه دیو تا ابد بیدار و فرصت طلبد، از زیر پوست به ظاهر زیبا و دلفریب خود بیرون آمده و نقاب را کنار می زنند. از هیچ ستمی دریغ نمی کند؛ پرده ها را می درند. می کوشند تا شاید بتوان این خفته بیدار شده (توده مردم) را بفریبند. بتر سانند یا به نقطه ای دیگر معطوفشان کنند. نقاب عوض می کنند تا شناخته نشوند. . عوام را می بلعند. این جاست که تمییز دادن سخت می شود و سبب می شود تا در بسیاری از مسائل، رگ گردن از سلول های عصبی بیشر کار کند. اما همین جا نیز هست که وظیفه یک روشنگر، یک فرد آگاه، یک امام، یک جهت بخش، نمود پیدا می کند. وظیفه شریعتی و همه ی همسنگران او از گذشته تا به اکنون همین بوده که بگویند: معیار این است. تا تو بفهمی. تو مسئولی، تو اینطور نگاه کن تا ببینی چه می کنندو چه باید بکنی...
در این زمانه کمند آدم های که اینگونه باشند. در این زمان نیاز به شریعتی بسیار بیشتر احساس می شود. چه او، معیار های دینی (انسانی) را خوب و واضح نشان می داد. چشم ها را با نوشته هایش می شست تا بهتر ببینند و بفهمند.
هنوز نوشته های شریعتی برایم جذاب است. چراکه می بینم هنوز به آن محتاجیم اما خواسته و ناخواسته مغفول واقع شده است. ازین پس می خواهم فقط بخش های از نوشته های زلال او را برایتان ارائه کنم تا شاید عظمت این مرد بزرگ در این زمانه بهتر شناخته شود. تا ببینیم که برای امروز ما نیز حرف دارد.
نوشته : الف.الف
در این زمانه کمند آدم های که اینگونه باشند. در این زمان نیاز به شریعتی بسیار بیشتر احساس می شود. چه او، معیار های دینی (انسانی) را خوب و واضح نشان می داد. چشم ها را با نوشته هایش می شست تا بهتر ببینند و بفهمند.
هنوز نوشته های شریعتی برایم جذاب است. چراکه می بینم هنوز به آن محتاجیم اما خواسته و ناخواسته مغفول واقع شده است. ازین پس می خواهم فقط بخش های از نوشته های زلال او را برایتان ارائه کنم تا شاید عظمت این مرد بزرگ در این زمانه بهتر شناخته شود. تا ببینیم که برای امروز ما نیز حرف دارد.
نوشته : الف.الف
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر