جمعه ساعت 11 صبح بلوار کشاورز، جمعیت بسیاری از مردم از همه ی افشار و از تمام سنین به سمت دانشگاه تهران حرکت میکند و از نگاه کنجکاوشان میتوان فهمید که پیش خودشان مقداری ریسک کرده اند و به نمازجمعه آمده اند.
ساعت 11:30 پیش خطبه هایی توسط تقوی دبیر ستاد نمازجمعه گفته میشود.درب های دانشگاه تهران بسته شده اند. خیابان های اطراف نیز مملو از جمعیت است و مردم به خالی بودن دانشگاه و بسته شدن دربها اعتراض میکنند.
تقوی همچنان میگوید. حرفهای کلیشه ای که هر ایرانی از ابتدای کودکی خود با آنها آشنا میشود. استکبار جهانی، آمریکا و اسراییل، دشمن، جمهوری اسلامی، نظام و مسئولین مقدس، فلسطین و...
اما این دفعه مردم او را همراهی نمیکنند و حتی وقتی او از فتنه ی غربی ها به ویژه بی بی سی و صدای امریکا سخن میگوید همه شعار میدهند : دروغگو دروغگو.
او از دشمنی امریکای جهانخوار میگوید و مردم شعار میدهند : مرگ بر روسیه.
او همچنان از آزادی ملت سخن میگوید و مردم شعار میدهند: مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر دیکتـاتـور.
براستی میتوان گفت که این اولین نماز جمعه ی پست مدرن ایران بلکه تاریخ اسلام است. و این را میتوان با نگاهی به ترکیب جمعیتی ان دریافت. حضور جوانان و میانسالها ، آدم های مذهبی و غیر مذهبی، زنان محجبه و کم حجاب ، روحانیون پیر و جوان ،همه و همه نشان از یک نوع تغییر در ساختارهای پوسیده و کهنه و کلیشه ای نمادها و عادتهای حکومت و مردم دارد. و البته تغییر را میتوان راز بقای هرچیز نامید.

امام جمعه اکبر هاشمی رفسنجانی، نوبت به خطبه های هاشمی میرسد. مردم که همواری شعارهای جدید را به رخ حکومت میکشند با شنیدن صدای هاشمی میگویند:هاشمی هاشمی سکوت کنی خائنی.
بالاخره هاشمی شروع میکند. و ما در ضلع شمالی دانشگاه مستقر میشویم. بلند گو های بیرون دانشگاه اکثرا قطع شده اند یا اینکه صدای بی کیفیت و آزار دهنده ای از خود منتشر میکنند. با این حال خیلی ها با رادیو خطبه ها را میشنوند.
خطبه ی اول به غیر از مردم شاید کلید داران خزانه ی کشور را هم در بهت فرو برد. و پاسخی بود به آرامش چند هفته ای شخصی که توسط پیروان ولایت ،غارتگر بیت المال لقب گرفته بود.
نه تنها صدای گرفته و غمناکش بلکه خواندن روایتی از پیامبر اسلام ، اریکه ی قدرت ولایت فقیه و پیروانش را به لرزه درآورد.
آیا او میخواهد با یادآوری تئوری های شکل گیری انقلاب اسلامی ، انحرافی را در جمهوری اسلامی و مبانی قانونی آن افشا کند؟
برای مردمی که پس از انتخابات احساس میکردند که به نام دین حق آنها را ضایع کردن یادآوری کرد که هدف ما از انقلاب اسلامی تشکیل حکومتی از جنس جمهوری با تکیه بر اسلام بوده و این دو را مکمل هم می داند. نه اینکه ملت این همه کشته بدهند که تاجی از جنس قلزات و سنگهای گران قیمت به پارچه ی سیاه به هم پیچیده تبدیل شود.
او خطبه ی اول را تمام کرد و مطابق رسمش شروع کرد سلام و درود فرستادن به چهارده معصوم که تا به نام امام زمان میرسد یکباره همه جمعیت که روی زمین داغ خیابان نشسته بودند بلند میشوند و به نشانه ی احترام می ایستند.
خطبه ی دومش را با همراهی مردم آغاز میکند. شعارهایی که در منطقه می پیچد: ما اهل کوفه نیستیم ، حسین تنها بماند.
مردم هم احساس میکردند که کمی از داغ دلشان با این خطبه کاسته شد. کمی هم امیدوار به اصلاح شدند.
خطبه ها تمام شد با کیفیتی که همه ی ایران با خبر شدند. بوی گاز اشک آور هم به مشام میرسد و خبر از این دارد که اشکاورها نمیتواند مسیر باد را عوض کنند و باد خبر از آغاز برخوردها را میدهد.
مردم از ضلع شمالی به سمت بلوار کشاورز حرکت میکنند که یکدفعه صدای شلیک متوالی گلوله را میشنوند و بینوایان از ترس جان به سمتی می دوند. دود اشکاور همه را آزار میدهد و همچنین ستون پیروان ولایت فقیه که با باتوم و سپر آماده ی پذیرایی از نمازگزاران جمعه تهران هستند. راستی چه کسی فکر میکرد که روزی برسد که مردم در جمهوری اسلامی ایران با رفتن به نمازجمعه به یاد نماز روز قدس فلسطینی ها در بیت المقدس بیافتند؟.

با این حال همه از یک چیز رازی هستند و آن دیدن وحدت لااقل بین مردم است. و شاید هم دیدن یک سری نظامی که از دانشگاه بیرون می آیندو سوار اتوبوسهایشان میشوند بتواند به حل معمای بسته شدن زودهنگام درب دانشگاه تهران کمک کند.
کلیه عکسها اختصاصی است.:.تشکر از شایان در تهران
موفق باشید... خیلی جالب نوشتید
پاسخ دادنحذفبه امید طلوع خورشید